برای انجام یک کاری به یک شرکت خصوصی مراجعه کردم در نگهبانی بعد از اینکه مشکلم را مطرح کردم فردی رو به من معرفی کردند .
کارم را گفتم آمد به فرد کناری اش اشاره کند که ایشان است فرد کناری گفت بهش بگو برود پیش آقای فلانی
آمدم بگوییم مرد حسابی خودم جلویت ایستاده ام به دیگری پیام می دهی
به نزد اون آقا رفتم وقتی سوال هایم را که مطرح کردم نه تنها اطلاعاتی نداشت که بخواهد مرا پاسخ بدهد بلکه اطلاعات من از او بیشتر بود و او مجبور شد چندین بار برای رد یا تایید صحبت های من با اداره مرکزی شان تماس بگیرد .
همین مورد نیز در یک شرکت دولتی نیز برایم اتفاق افتاد کسی که پاسخگو بود هیچ اطلاعاتی از حوزه کاری که خودش متصدی اش بود نداشت .
در یکی از کشورهای همسایه وقتی برای انجام کاری مراجعه کردم فردی را به من معرفی کردند که بیشترین اطلاعات را در آن اداره داشت و به قدری جالب مرا راهنمایی کرد که نه تنها سوالهایم را پاسخ گفت بلکه سوال هایی هم که در آینده برایم به وجود می آمد پاسخ داشتم .
یاد این مطلب افتادم که ناصر خسرو قبادیانی وقتی بعد از چهل سالگی دنبال حقیقت می گشت به جاهای مختلف رفت .
در مصر سراغ شیخ را گرفت نگهبان دم در به او گفت سوالی داری و بپرس و او هرچی سوال داشت پرسید و نگهبان پاسخ داد.
پیش خود گفت وقتی این نگهبان انقدر اطلاعات دارد شیخ دگر چه باشد.
https://sobhebakhtaronline.ir/?p=1225

