×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : سه شنبه, ۱۲ خرداد , ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Tuesday, 2 June , 2026
در جایگاه

برای انجام یک کاری به یک شرکت خصوصی مراجعه کردم در نگهبانی بعد از اینکه مشکلم را  مطرح کردم فردی رو به من معرفی کردند .

کارم را گفتم آمد به فرد کناری اش اشاره کند که ایشان است فرد کناری گفت بهش بگو برود پیش آقای فلانی

آمدم بگوییم مرد حسابی خودم جلویت ایستاده ام به دیگری پیام می دهی

به نزد اون آقا رفتم وقتی سوال هایم را که مطرح کردم نه تنها اطلاعاتی نداشت که بخواهد مرا پاسخ بدهد بلکه اطلاعات من از او  بیشتر بود و او مجبور شد چندین بار برای رد یا تایید صحبت های من با اداره مرکزی شان تماس بگیرد .

همین مورد نیز در یک شرکت دولتی نیز برایم اتفاق افتاد کسی که پاسخگو بود هیچ اطلاعاتی از حوزه کاری که خودش متصدی اش بود نداشت .

در یکی از کشورهای همسایه وقتی برای انجام کاری مراجعه کردم  فردی را به من معرفی کردند که بیشترین اطلاعات را در آن اداره داشت و به قدری  جالب مرا راهنمایی کرد که نه تنها سوالهایم را پاسخ گفت  بلکه سوال هایی هم که در آینده برایم به وجود می آمد پاسخ  داشتم .

یاد این مطلب افتادم که ناصر خسرو قبادیانی وقتی بعد از چهل سالگی دنبال حقیقت می گشت به جاهای مختلف رفت .

در مصر سراغ شیخ را گرفت نگهبان دم در به او گفت سوالی داری و بپرس و او هرچی سوال داشت پرسید و نگهبان پاسخ داد.

 پیش خود گفت وقتی این نگهبان انقدر اطلاعات دارد شیخ دگر چه باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.